عبد الله قطب بن محيى
491
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بينايند ، اما به بينايى چشم ، نه به بينايى خويش . همچنين بنىآدم ، بعضى به مثابهء ديدهاند ، بينايى كار آخرت به ايشان قايم باشد و بعضى ديگر كه به ايشان پيوندند و با ايشان متحد شوند تا مجموع همچون شخصى واحد باشند ، او به جاى ديده و ديگران به جاى دست و پاى به بينايى او بينا باشند . اين دو طايفه رستگاران و اهل بصيرت و تميزاند . إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ - اشارت به طايفهء اول است - أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « 1 » اشارت به طايفهء دوم . و طايفهء سوم باشند كه نه ديده باشند و نه با ديده پيوند كنند . ايشان را در كار آخرت هيچ تميز نباشد و آتش و آب آنجا را از هم جدا نتوانند كرد و نشيب و فراز آنجا از هم نشناسند ، لاجرم كورانه در چاه هاويه افتند هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ « 2 » وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً « 3 » كه در قرآن مجيد مذكور است اشارت به اين سه گروه است ، گروه اول كه به مثابهء ديدهاند ، ايشان را سابقين گويند و مقربين و عباد اللّه ، و طايفهء دوم كه به مثابهء دست و پاى ايشانند و به فرمان ايشان در كار ، ايشان را اصحاب يمين و اصحاب ميمنه و ابرار گويند و طايفه سوم كه نه ديدهاند و نه با ديدهاى پيوسته ، ايشان را اصحاب شمال و اصحاب مشئمه و ضالّين گويند ، و خداى عزّ و جلّ در بهشت سه چشمه آفريده براى طايفهء اولى ، يكى چشمهء زنجبيل و آن ايشان را از آن جهت باشد كه سابقيناند ، و يكى چشمهء كافور و آن ايشان را از آن جهت باشد كه عباداللّهاند ، و يكى چشمهء تسنيم و آن اشرف چشمهها است و آن ايشان را از آن جهت باشد كه مقربيناند .
--> ( 1 ) . سوره ق ، آيه 37 « قطعا در اين [ عقوبتها ] براى هر صاحبدل و حقنيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است » . ( 2 ) . سوره زمر ، آيه 9 « آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند يكسانند تنها خردمندانند كه پند پذيرند » . ( 3 ) . سوره واقعه ، آيه 7 « و شما سه دسته مىشويد » .